غلامعلى صفايى

345

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

ضرورتى نيست ، لذا اين تنوين ، حكايت همان تنوين قبل از علميت است ، به همين جهت به آن تنوين حكايت گفته مىشود . و هذا اعتراف منه : مؤلف كتاب در رد ابن خبّاز مىگويد : اين تحليل ايشان كه اين تنوين در سابق ، تنوين تمكين بوده و الان حكايت همان است ، اعتراف و اقرارى از ناحيه ايشان است كه اين تنوين حكايت همان تنوين تمكين است يعنى الآن نيز همان تنوين تمكين مىباشد ، بنابراين تنوين حكايت در زبان عرب وجود ندارد . الثالث : سومين نون مفرد در زبان عرب ، نون ضمير جمع مؤنث غايب و مخاطب : « النساء يذهبن » و « أنتنّ تذهبن » است كه اسناد داده شده فعلى به آن و در اين صورت اسم و مبنى مىباشد . بايد توجه داشت كه گاهى نون ملحق به فعل ، حرف بوده و ضمير جمع مؤنث نمىباشد هرچند در ظاهر همانند هم هستند مثل « يذهبن النساء » كه فاعل فعل « النساء » است و نون ، حرف مبين فاعليت اسم مؤنث بعد براى فعل قبل است البته شايان ذكر است كه اين گونه استعمال تنها در لغت بلحارث بن كعب است كه به مثل « اكلونى البراغيث ) تكلم مىكنند . الرابع : چهارمين نون مفرد ، نون وقايه است كه به آن نون عماد نيز مىگويند ، و آن حرف نونى است كه قبل از ياء متكلم و عامل نصب آن قرار مىگيرد و علت آوردن آن قبل از ياء اين است كه فعل و ملحقات به فعل ، حركت آخر آنها به مناسبت ياء مكسور نشود زيرا كسره از حركاتى است كه مناسب اسم است . لازم به ذكر است كه آن عوامل نصبى كه بين آنها و ياء ضمير ، نون وقايه قرار مىگيرد ، عبارتند از : أحدها : فعل متصرف و جامد : مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام بعد از ضربت خوردن آن بزرگوار : « غدا ترون أيامي و يكشف لكم عن سرائري و تعرفونني بعد خلوّ مكاني و قيام غيرى مقامي » « 1 » شاهد : در وقوع نون وقايه بين عامل نصب ضمير متكلم كه فعل متصرف

--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ط 149 / 454 و 455 .